تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


بن بست رويا  

سلام
یه جایی توی دنیا هست به نام بن بست
بن بست جاییه كه هیچ راه فراری نداره و امید آدما رو نابود میكنه
و چقدر بده كه اون بن بست توی زیباترین چیزای زندگیت باشه:رويا
شاید زیباترین چیزی كه دارم روياهاته
وچقدر بده كه انتهای همه این رويا ها....
دلم نمیاد و زبونم قاصره از گفتنش
دلم میخوادت بدجور
عاشقتم ناجور
اما دستم كوتاست دلم پر از امید اما عقلم...
در جنگ بین عقل و دل هر كدوم ساز خودشونو میزنن
بسلامتی خودت كه دل و عقل و صبر و هوشم همه را به باد دادی
زك

ادامه مطلب  

رويا ي من با تو زيباست  

 
 
می خواهم رويا هایم را با تو تقسیم كنم منظورم از تو توی وجودیت نیست حسیست كه سالهاست در رويا با آن شریكم دوباره می خواهم روياهایم را با تو تقسیم كنم
 می دانی چرا ؟
 چون در رويا هایمان هیچ چیزی بد نیست
 در رويا عشق در معنای واقعی مقدس است
 در رويا می شود شاد و بی پروا زندگی كرد
 روياهایم آبی ترین رويای دنیاست و هیچ فكر بیماری در آن راه ندارد
 در دنیا ی من در سرزمین من آدمها یا بی حساب عاشق می شوند یا حساب شده
 فكر نكن از روی عقل است
 این آدمها د

ادامه مطلب  

53  

رويا : می دونی همه فكر میكنن اگه حس واقعیشون و بگن همه چی بهم میریزه، هیچ كس حرف دلشو راحت نمیزنه، خب اگه نمیخواد میتونه از همون اول ، از همون لحظه ی اول بیادو بگه
استاد : فكر نمی كنی آدما برا مخفی كردن احساسشون دلیل دارن؟
رويا : دلیلشون از هم دورشون میكنه، چه دلیلی از عشق مهم تره!
+من اما گفتم و ...دور شدی...❤

ادامه مطلب  

حالا که چی...  

گاهی میترسم از رويا بافی ...
اخه ادم یهو به خودش میاد میبینه درگیر اون رويا شده.رويا درست تصویر واقعی شده توی زندگیش...بعد دیگه...
و ایندحس بدتر که یهو میگی خب حالا که چی!!!! آخرش چی!!!
کاش خدا توی یه محدوده ی زمانی به ما فرصت می داد هر چی رو می خوایم اونطوری که دلمون می خواد تجربه کنیم...البته وسیله و شرایطشم جور میکرد...

ادامه مطلب  

رویام هارداسان  

رويا حالیم خوش دری. اولورم. باشیم آغریر. هارداسان عشقیم؟ رويام بیر گئجه سنسیز یاتمامیشام و گوزومو آچاندا اولمویوپ سنه فیکیرلشمیم. هر گونوم سنسن هر لحظم. بیلمیرم نیلیجم.
بویون نچه سری بغض المیشم. حالیم لاپ پیس اولوپ. گدیرم یاتام. یاتسام بیلمرم تا صاباح صبحه کیمین. چوخ داریخیرام سنه. هر لحظه سنه فیکیرلشیرم رويا. رويا نیه گتدین. منن کیمه خاطیر گشدین رويا
الریم اسیر. حالیم چوخ پیسدی رويا
سنه چوخ داریخیرام

ادامه مطلب  

عشقیم منیم رویا  

 
سلام جانیم، اورییم سنین نقطه چینلره جانیم قربان اولسون رويا. سن منیم نازیمسان سن منیم رويامسان. عشقیم هارداسان رويا سنه چوخ داریخیرام. رويا الله شاهددی سسین گولاغیمدا، سسی اشیدیرم رويا منه بو شعری اوخوسان. اشیدیرم سسی. سسه چوخ داریخمیشدیم. سسی حس الدیم شعرینن
هر گون بابا گورورم. نچه سری علینی و فاطمنیده گورموشم اما سنی گوره بیلممیشم. بویون چوخ پارکدا دوردوم و گاپیزدان چوخ رد اولدوم اما گوره بیلمدیم. فقط بابانان مامانی گوردوم چیخدیلار م

ادامه مطلب  

رویا بافی  

رويا خیال شیرینی است که هر آدمی در خلوت خود به آن می پردازد،فضای فانتزی که در ذهن خود می سازیم،مکانی که هیچ ایرادی ندارد،هیچ نقصی ندارد،دنیایی که در بسته ای در آن وجود ندارد،چالشی نیست که ما را به سمت خود بکشد.راه هموار بدون پیچ و خمی است که ما را به سمت قله موفقیت سوق می دهد.رويا بافی شیرین، اما در عین حال مهلک است،ما را در خود غرق می کند.اما پس از مدتی که در رويا طعم شیرینی کاذب موفقیت را چشیدیم، اما در واقعیت به موفقیت چندانی دست پیدا نکردیم

ادامه مطلب  

داریخیرام سنه عشقیم  

سلام عشقیم. رويام سنه چوخ داریخیرام. قبلیدکی پست داکی شعری اوخودوم اله آغلادیم رويا. رويا هچ بیلیسن نقدر آغلامیشام؟ رويا زندگیم سن گتمغینن نابود اولوپ. هچ نه دییشمیر. سن هر لحظه زندگیمدسن رويام. عکسلره باخیرام یازیلارا باخیرام آغلیرام. رويا سن گتدسنده منیم زندگیم هر آن سنن گچجخ. هچ نه منی سنن آییرا بلمز رويا.
احتمال چوخ سحر پارک دولفینده اولام. سنه زنگ وورجام بیر ذره اولسادا سسی اشیدم. سسن داریخیرام. بو سری او قابیدا آپاراجام که منه اوندا غذ

ادامه مطلب  

رویای 2  

سلام رويا خانوم امروزم بدون تو گذشت خیلی سخت بود ولی گذشت ...
یادته گفتم عاشق شدم ولی میترسم بهش بگم میترسم از گفتنش چون تنهام می ذاره ولی تو گفتی بگو ک حسرت ب دلش نمونی رويا منم بهش گفتم ولی کاشکی نمیگفتم کاشکی همونجوری م3 ی راز حرفامو بهت میزدم  ...
رويا یادته گفتی بهش نامه بده اینطوریی عاشقانه ترم هست خوب منم اینکارو کردم ولی بازم...
 
رويا یادته گفتی یکیو واسطه کن تا بهش بگه این کارم کردم ولی بازم جوب نداد.تنها حرفت این بود  ن بنا به دلایل ش

ادامه مطلب  

 

گاهی ادم توی هواس رد دلش یه جای دنج می خواد
یه کلبه و شومینه و تکه های چوب
یه یار دلدار
دو فنجون چای دااااغ و نشستن روبروی پنجره و برف سنگین بیرون رو دیدن
اخ که چه حالی میده
یادته
اولین تصور عاشقمون همچین جایی بود و هنوزم برام بهترین رويا و بهترین جای دنیاست
باتوام -همیشه و همه جا-در خیال و رويا یا واقعیت
دوست دارم
جاودانه من

ادامه مطلب  

 

یه خونه که با شهر کاری نداشت
 یه کوچه که آرومو بن بست بود
 یه گلدون سفالی پر از عطر یاس
 هوایی که از بوی گل مست بود
 تو رد میشدی خونه گر میگرفت
 صدای قدمهاتو تا میشنید
 دله پنجره باز میشد تو باد
غم از پشته شیشه سرک میکشید
غلط کردی عاشق شدی لعنتی
 غلط کردی پرده رو پس زدی
 یه رويا ازت تو سرم داشتم
غلط کردی به روياهام دست زدی
 غلط کردی عاشق شدی لعنتی
 غلط کردی پرده رو پس زدی
 یه رويا ازت تو سرم داشتم
غلط کردی به روياهام دست زدی
منو پنجره حالمون خوب

ادامه مطلب  

رویا  

عشقیم آخر آباندا گدجم پارک دولفینه. سنین قابیندا غذا آپاراجام و سن گتیرن کیمی ییجم. سنه گل آلاجام فاخریانان و سنی گوزلویجم گلسن عشقیم. سنه چوخ داریخیرام ناز. سنی چوخ ایستیرم. گییت رويا ادامه ورمه. گویما بوتون عمر سنین حسرتینده گالیم. زندگیم هچ اولوپ. گییت عشقیم

ادامه مطلب  

رویا  

به نام خدا
یه دورانی بود که وقتی چراغ اتاقمونو خاموش میکردیم تا وقتی چشامون گرم خواب شه به رويا پناه میبردیم نه تلگرامی بود نه اینستایی ما بودیمو دنیای وسیع و بدون مرز رويا , شروع میکردیم گشتن تو این سرزمین با روياهای رنگا رنگ و جور با جور گاهی باهاش به مکانهای رويایمون سفر میکردیم من که همش میرفتم المان و امریکا گاهی هم در کالبد شخصیتهای که دوست داشتیم باشیم یا دوست داریم بشویم گاهی هم ترسیم زندگی که دوست داریم تو دنیای واقعی داشته باشیم خل

ادامه مطلب  

عبور  

صفى ندارد كه در آن به ایستم ، كه اگر آمد كه آمد و اگر نه كه زاده تقدیر و بسته لب ، پا به پا و شانه به شانه لحظه ها كه بخار میشوند  در ولعِ ناگهانگى سوتكى هستم كه در خواب و خیال ، توهم و رويا غوطه ورم سازد و آنى بسان شاپركى بر گلِ سرخى هیجان عبور را تجربه كنم 
 

ادامه مطلب  

رويابافي دوستانه  

در این روزهای گرم و در بعضی نواحی بسیار پردود، در شلوغی این روزهای گاهی خیلی بیخودی "پر"، یک پیشنهاد خوب برایت دارم دوست من ، برای چند لحظه خوب حواست را جمع کن و  خودت را  وسط ."یک دشت زیبا" تصور کن...
اگر حوصله خیال پردازی نداری، بگذار كمكت كنم، من بجای تو رويا می بافم و تو فقط چشمهایت را ببند و گوش كن:
زمینی وسیع و سبز،
آسمانی تمیز و آبی نه آفتابی و نه ابری.
نسیمی دلگشا.
پراكنده درختانی، پربار و پرسایه.
صدای پرندگان.
و آب روان خنك و خوش نوا، نوایی

ادامه مطلب  

 

خیال باف ؟ اختیار دارید ،چرا ندانم ؟ من خودم خیالبافم ! بعضی وقت ها كه پهلوى مادر بزرگم نشسته ام نمى دانید چه خیال ها به سرم مى آید! جلوى خیالت را كه باز گذاشتى هرجور فكرى كه بگویى به سرت می آید . عروس امپراطور چین هم میشوم ... بعضی وقت ها رويا پردازى خیلی چیز خوبی است !
 
+ شب های روشن - فیودور داستایفسكی

ادامه مطلب  

عشقیم هارداسان  

سلام عشقیم رويام هارداسان نازیم؟
رويا بویون نهاردا سنه داریخیپ گئنه آغلامیشام. سنی چوخ ایستیرم رويا. الله شاهددی بیر گونوم سنسیز گچمییپ. هارداسان؟ الان نیلیسن؟ رويام گولوم یادیندا الری الیمین ایچینده توتدوم بوس الدیم الری کاش اوگونلر اولایدی. بویون فقط فیکیرلشیپ بغض الیپ آغلیدیم.
منیم گولوم رويا. سنه داریخیرام چوخ داریخیرام. سسی اشیتمخ ایستیرم سنی گورمخ ایستیرم رويا. عشقیمسن منیم
نازیم الان دفترین آچمیشام باخیرام. آخیردا یازدیغین سوزل

ادامه مطلب  

ثارح  

بخدا  دیگر آنقدر از تو فکر کرده ام و با فکرت ذهنیت ساخته ام و با ذهنیت یک رويا  و در رويا زندگی که دیگر زندگی واقعی مرا از یاد برده... ببین من آنقدر از تو گفته ام که حتی خودکارم هم عاشقت شده بی تو انگار نای نوشتن ندارد.. من مالیخولیا شدم،نه جز تو دیدم،نه جز "تو "دیدم. 
به احترام تمام کاغذ مچاله هایی که تو در آن ها جریان داری یک روز  با همین کاغذ مچاله ها تو را به تمام دنیا معرفی خواهم کرد...

ادامه مطلب  

فردا  

دلی پر دارم از دنیا ... از این ساحل از این دریا ... کلاهی بر سرم دارم ... ز امید پسین فردا .... همه تار و همه پودش ... به رنگ آبی گلها .... تمام جنسش از دل بود ... خودم بافیده ام آنرا ... درونش دختری زیبا ... نشسته شکل یک رويا... امان از این همه رويا... امان از حسرت دریا ... درون سینه ام تنگ است ... به اشکی دیده ام بند است ... خدا را کی کنم باور ... که عمری داده بر سودا... گمانم وقت آن گشته ... کلاهم را دهم بر باد ... روم سویی که تاریک است .... به دور از فکر فرداها .... من از دریا سک

ادامه مطلب  

خواننده حامد نیک پی  

دست شب را بگیر سوی فردا ببر لحظه هارو به آغوش رويا ببر نترس از طوفان جوانه در راه هست هنوز هم لبخند به چهره ی ماه هست شنیدنی شده باز سکوت فریادتت هنوز هنوز هنوز نبض زمین نرفته از یادت مرا به آوازی دوباره مهمان کن بیا و معجزه رو دوباره آسان کن محکم قدم بزن ایام یار توئه فردا و پسفردا چشم انتظار توئه دست شب را بگیر سوی فردا ببر لحظه هارو به آفوش رويا ببر....

ادامه مطلب  

82  

 
از وقتی که یادم میاد با رويا زندگی کردم ، وقتی 8 سالم بود خودم رو پرنسس تصور میکردم که شاهزاده ای سوار بر اسب سفید نجاتش میده ، بزرگ تر که شدم مفهوم شاهزاده ی سوار بر اسب سفید برام مردی شد که درکم میکنه و دوسم داره ، وقتی برای اولین بار حسی شبیه عشق رو تجربه کردم ، شور و شوق عجیبی تو وجودم داشتم ، فکر میکردم قراره تمام روياهام واقعی بشن اما ... خب ، بعد مدتی من شدم دختر پر توقعی که دائم غر میزنه و اون شد مرد خسته و کم حرفی که نمیتونه توقع های بزرگ

ادامه مطلب  

 

امروز هوا خیلی پاییزی بود... خیلی وقته تنهایی زیر بارون قدم نزدم اصلا دلم برای تنهاییام تنگ شده. دلم برای اون درخت دوست داشتنی و میلك شیك شكلاتی شكلاتی تنگ شده. دلم یه تنهایی عمیق میخواد یه خیابون بی انتها و یه سرمای بینهایت... ایكاش میشد امسال جادو عمل میكرد ولی جادوی من خنثی شده فقط یه خاطره ازش مونده یه خاطره ی دور دور. اهای اونایی كه پای حرفام و بقچه ی دل من نشستین بدون فصل رويا هیچ وقت پایانی نداره. بدونین یه روزی، یه جایی... صبر داشته باشین

ادامه مطلب  

رویای بچگی ...  

یادم یکی از روياهای بچگیم افتادم ...
یه رويای داشتم که این بود که من تو یه دنیای دیگه شبا میرفتم زندگی میکردم و روزا تو یه دنیا دیگه ...
تو اون دنیا یه داداش داشتم برا خودم به اسم محسن ...
دنیای خوبی بود ...
همه چی داشتم برا خودم ...
بعد یه چوب سحر آمیز داشتم که باهاش هر چی میخواستم میشد که بی آرم ...
یه چوب سحر آمیز عالی ...
کم کم همین جور که بزرگ شدم رويا هم کوچیک شد ...
دیگه فراموش شد تا الان...
الان دوباره برگشتم به همون رويا ...
الان روزا بین این آدما زندگی

ادامه مطلب  

ترانه: ابراز وجود  

رويا ها رو میسازیم ما     به دنبال خوشبختی میگردیم ما
زندگی ما پر از شادی و خنده است
نمیدونم چرا عشق    یه بازی کشنده است
ابراز وجود میکنه دلم با تو     نگاهم میفهمه عاشقی رو با تو
رويا ها رو میسازیم ما          به دنبال  خوشبختی میگردیم ما
دنیای ما پر از شادی و شوقه      هیچ نفرتی بین ما نمیمونه
هوای تو رو دلم میخواد            دلم همیشه رويا میخواد
 

ادامه مطلب  

بازم رویا...  

امروز به یه دانشجو ارشد شیمی آلی رفتم شیمی آلی یاد دادم

ادامه مطلب  

ازدواج  

 
ازدواج ، نقطه ای است که در آن ، هر کس ، توانسته ، ایده آل را به رئال پیوند بزند.
همه ی ما تصویری از دختر یا پسر ایده آل مان در ذهنمان داریم.باید لاغر باشد ، قد بلند باشد ، موهایش مشکی باشد ، لبخندش اینطور باشد ، تیپ لباسش اینطور باشد ، طریقه ی حرف زدنش اینطور باشد ، ...
اما اینها همه ایده آل ما هستند. یک روزی ، با خودمان خلوت میکنیم و می بینیم که این یک فضای توهمی و ایده آلی است و امکان ندارد به وقوع بپیوندد.آن وقت به دامان " واقعیت " پرتاب می شویم.چش

ادامه مطلب  

گریه ی تو  

صبرکُن ای رويا، با تو من می آیم با قدم های تو من،تا خودت هم پایم
صبرکن نوبت عشق، نوبت عاشقی است صحبت عشق آمد، مست شد اعضایم
باز مانند نسیم، گیسویت می بوسم یا همانند چمن، سر به پایت سایم
قصه ساحل وموج،قصه ی دربدریست ماجرا این باشد! تشنه در دریایم
راستی یادت هست،آن شب پاییزی برگ هایم می ریخت، پای تو رويایم
راستی یادت هست، صبح زیبای بهار تو به یک خنده زدی،طعنه برشب هایم
راستی یادت هست،ظهر تابستان را سرد کردی بر من، سرد شد تب هایم
راستی یادت هس

ادامه مطلب  

جمعه . . . . . .  

جمعه هیچ تقصیرى ندارد ..
جمعه ها را دیگران به كاممان تلخ كردند ..!
با رفتنشان با نیامدنشان با نماندنشان ..
وگرنه كه جمعه به خودىِ خود بد نیست غروبش خیلى هم ارام است خیابان ها خلوت سكوت است...
همه انگار آرام مى گیرند جمعه ها !
اگر دیگران
#جمعه را به كاممان تلخ نكرده باشند جمعه ها را میشود دست در دست در خیابان راه رفت ..
میشود ساعت ها گوشه اى لـمید و كتاب خواند میشود سینما رفت و پاپ كرن خورد و از صداى "خــرچ خـــرچ" اش هم لذت برد ..
اصلاً ...
اصلاً جمعه ها ر

ادامه مطلب  

پاپیون صورتی  

بسیاری از روابط بین آدم ها در تاریکی شکل می گیرد، تنها دور نمایی از طرفین را می شود در سیمای هر کدام دید، باقی زوایا و گوشه های تصویر طرف مقابل در هاله ای از رويا پردازی ها و ایهام و کج فهمی ها و البته تشخیص های درست و گاه به گاه نهفته است، گاه این تشخیص های درست و غلط تلنگری است برای تکاندن ذهن و حافظه از رويا و گاهی هم چنان ذهن را انباشته ی دریافتی درست می کند، که حتی گمانی کوتاه هم به شک نمی توان بر آن روا داشت، با این همه نکته ترسناک داستان در

ادامه مطلب  

رویاهای غیر قابل دسترس  

 
برای روياهای غیر قابل دسترس ما فقط دوحالت وجود داره؛ یا اینکه در یک سیاره ناشناخته در حال رشد هستن و روز به روز ما با روياپردازی بیشتر داریم تغذیه شون می کنیم ، یا اینکه توسط آدمهایی در یک جغرافیای دیگه دزدیده شدن ، که این روزها با پیشرفت تکنولوژی و وجود شبکه های اجتماعی می تونیم پیداشون کنیم و ته دلمون به کسی که در حال زندگی کردن رويای ماست بگیم :رويا دزد !
مسلما به تعداد رويا پردازی های ما آدمهای متفاوت ، شغل های متفاوت، خانه های متفاوت  و

ادامه مطلب  

بانوی رویا  

بیا ای دختر زیبا ، در آغوشم بخواب امشببیا ای نرگست شهلا ، در آغوشم بخواب امشب
ز دوری همچو مجنونم ، یه چشم اشک و یه چشم خونمغمم از حد زده بالا ، در آغوشم بخواب امشب
شب و دوری !؟ مگه میشه !؟ دلت زخمی ، دلم ریشهدلا از خون شده دریا ، در آغوشم بخواب امشب
تنت چون برگ گل نرمه ، لبت سرخ و نگات گرمهنثارم کن لطافت را ، در آغوشم بخواب امشب
قیامت قامت رعنا ، قدت بالا ، قدت بالا...قیامت را بکن برپا ، در آغوشم بخواب امشب
تو تنها مونس شبهام ، نکن ناز و بیا تنهامشده

ادامه مطلب  

سخته دیگه...  

باورش سخته بی‌سرانجامی آخرین برگ فال من باشه اینهمه صورت از سرم رد شه... تكِ تنهایی خالِ من باشه هیچ عكسی «بدون تو»، تنها واسه من قابل تصور نیست دلم از بس كه از تو لبریزه جز تو با هیچ چیز دم‌خور نیست بی‌تو؛ فهمی ندارم از دنیا: احتمالاً به باد می‌ره جهان كوه‌هایی كه جابه­جا می‌شن... كُند؛ یا تند می‌شه نبضِ زمان بی تو چیزی ازم نمی‌مونه جز یه اسم سیاه و بی‌معنا كه پر از خاطرات تاریكی با خودش غرق می‌شه تو رويا مگه می­شه یه روز بیاد كه بری؟ كه

ادامه مطلب  

به کجا مرا کشانی که نمی دهی نشانم  

روز هایی در زندگی آدم هست که باید برگردی. برگردی به روز های قبل از آن روز که در آنی. به روز های فشار و دلهره های دقیقه ای که دقیقه به دقیقه کش می آمدند و زندگی را به پیش می راندند. مثل همان روز های انتخاب رشته که بهم گفته بود: "امکان نداره قبول شی" و حال که من قبول شدم و حالا که من درست در همان جایِ طلبِ دل ام قرار گرفتم به حرف های آن روز و آن غروب بارور شده از دانش سکوت فکر می کنم که زندگی چه قدر گره و بند دارد و چه قدر هر گره, زمان باز شدنی. بعد از دو س

ادامه مطلب  

 

این گونه است. کمی توی زندگی می چرخم. و بعد دوباره به رويا پناه می برم. از ناموجودهای توی روياهام تشکر می کنم برای اینکه لب خند را به لب هام می آورند. و غرق می شوم توی هیچ. این گونه است که می گذرد. این گونه است که هیچ چیز و هیچ کس واقعی را نمی خواهم. 
من یک واقعیت توی روياهام ساخته ام. 

ادامه مطلب  

 

می آیی ؛ شب از چهره ها برمی خیزد ، راز از هستی میپرد .می روی ؛ چمن تاریک می شود ، جوشش چشمه می شکند .چشمانت را می بندی ؛ ابهام به علف می پیچد .سیمای تو می وزد و آب بیدار می شود . می گذری و آیینه نفس میکشد .پگاه ، دروگران از جاده ء روبه رو سر می رسند ؛ رسیدگی خوشه هایم را به رويا دیده اند !

ادامه مطلب  

بازی در سپیده دم و رویا/ آرتور شنیتسلر  

 
این کتاب شامل 2 داستان به نام "بازی در سپیده دم" و "رويا" ست. داستان اول خیلی بیشتر هیجان و جاذبه داشت و هرلحظه بیشتر دوست داشتم باقی داستان رو بدونم، شاید برای اینکه بخشی از داستان قمار بود و انگار خودم بازی میکردم، برای همین نتیجه مهم میشد. داستان دوم اصلا برام جاذبه ای نداشت و نتونستم ارتباط برقرار کنم، انقدر که حتی نمیتونم درست تعریفش کنم. شاید این داستان رو بتوان به تخصص اصلی نویسنده هم نسبت داد؛ روانشناسی، شنیتسلر یکی از بهترین روانشنا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1