تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


 

خیلی دلتنگم. حس تنهایی شدید شبیه به اون حس دوران کودکیم. وقتی از مدرسه میومدم خونه دلم میخواست با خواهرام بازی کنم اما نمیدونم چرا نمیشد. نمیدونم چرا امشب یادش افتادم. نمیخوام خودمو تحقیر کنم اما انگار از بچگی کارام اشتباه بوده. به این سن رسیدم اما دلم میگیره وقتی یادش میفتم.
کاش باهام بهتر رفتار میشد. کاش اینقدر روحم تشنه ی محبت نمیبود. میدونم باید اول و آخر به خودم تکیه کنم. اما من هم مثل هر انسان دیگه ای احتیاج دارم دوستم داشته باشند...
 

ادامه مطلب  

پوریا عالمی  

به خاطر خودت می‌گویم
که سردت نشود
که دلت نلرزد
که ترس برت ندارد
که دستت خالی نماند
 
به خاطر خودت می‌گویم دوستم داشته باش
که در سالن انتظار، بلیط سینما را صدبار نخوانی که سرت را گرم کرده باشی
که در اتوبوس راحت بخوابی و نترسی ایستگاه را جا بمانی
که اس ام اسِ ساده ی "رسیدم، بخواب" ، دلت را خوش کند
که در مهمانی کسی ناگهان پشت گردنت را ببوسد
که بتوانی راحت شعر سیدعلی صالحی را کنار دفترت بنویسی
که ترست بریزد و تو هم شعر بنویسی
که ترست بریزد و در کوچ

ادامه مطلب  

 

مدرسه میرم به اصرار دوستم میرم پیشش حسش نبود اصلا. کارای گرافیکش دستمه موقته.امروز دوستم قاطی کرد با مدیره بحثش شد کلی باهاش حرف زدم. گفتم تو بری منم میرم به هوای تو اومدم چرا پای منو کشیدی وسط حوصله ندارم. روزا میان و میرن هفته بعد مراسم چهلم گرفته میشه. 

ادامه مطلب  

دوسش داااااااااااااااااااااااااااااااااااااارم...........  

دوستش دارممیدونین واسه چے؟برام غیرتی میشههمیشه با حرفاش آرومم میکنهجذابیتش دیوونم میکنهوقتی مے خنده از خندش خندم می گیرهباهام مهربونهبعضے وقتا بهم اخمای کوچولو مے کنهسر به سرم مے ذارهقربون صدقم میرهنگرانم میشههیچ وقت باهام قهر نمیکنههر روز که میگذره بیشتر دوستش دارمشاید خیلے کم ببینمشولے بودنش واسم کافیه ....

ادامه مطلب  

دیشب 2 اسفند من و بی نام و نشون  

-زنم میشی؟ 
عروس ننم بشی
+نه
 
 
 
-وااای فک کن شب عروسیم من بشینم تو برقص واسم ،تو بشین من برقصم واست واای تو فرشته منی چقد خوشگل میرقصی.
+گل میزنی؟
-من عاشقتم،باهام ازدواج میکنی؟
+نه
-چرا از من بدت میاد؟
+از ازدواج بدم میاد :)
 
 
 
پ.ن۱:دلبر ؟ داري چیکار میکنی با خودت ؟
پ.ن۲:کله خراب ممنونم ک انقد ی موجود فهمیده ای هستی
پ.ن۳:حواصیل من هستمممم

ادامه مطلب  

گم شده ام  

سوار ماشین شدم قرار بود برویم با دوستم خانه دوستش
راه افتادیم انتهای یادگار
سمت چپ وارد کمیل
از روی پل رد شد
از سمت راست وارد خرمشهر شدیم
بعد جوانمرد
و سپس ممتازی
نمیدانم چرا حس آشنایی داشتم اما وقت برگشت تازه فهمیدم کجا بودم 
دوباره ازکنار پل کمیل رفتم داخل
دوستم گفت کجااا داريم بر میگردیم
هیچ چیزی نگفتم
خرمشهر و باز جوانمرد
تازه پیداشده بودم جایی که سالها پیش گم شده ام
 
 

ادامه مطلب  

پست۴۴  

تو خودِ مُسَکنی..!
کافیه دو دقیقه باهات حرف بزنم
انچنان اروم میشم.
.
.
 
که حد نداره! 
 
+ احساس بلاتکلیفی دارم:(
نمیدونم میخوام باهات چیکار کنم
نمیدونم میخوای باهام چیکار کنی..
نمیدونم تهش چی میشه
 
خدایا کمکم کن
یا بشه، یا الزایمر عطا کن بهم!

ادامه مطلب  

DONE  

بیشترین مشغولیت و درگیری های من و دوستم در سال نود و پنج به تخریب و مرمت و بازسازی و تزیینات داخلی سه دستگاه آپارتمان گذشت! آخری، متعلق به یكی از دوستان بود كه با اعتماد كامل منزلش را در اختیار ما گذاشت...شاید در این سال حادثه غیرقابل پیش بینی هم نماند كه بر سر ما نیاید...قشنگترین شان تولد دختركی به نام باران بود كه گام به گام از دوران جنینی تا چهارماهگی با مادرش و من همراهی و صبوری كرد...به هرحال من كه به امید دوستم كه دید مهندسی قوی دارد و مدیری

ادامه مطلب  

DONE  

بیشترین مشغولیت و درگیری های من و دوستم در سال نود و پنج به تخریب و مرمت و بازسازی و تزیینات داخلی سه دستگاه آپارتمان گذشت! آخری، متعلق به یكی از دوستان بود كه با اعتماد كامل منزلش را در اختیار ما گذاشت...شاید در این سال حادثه غیرقابل پیش بینی هم نماند كه بر سر ما نیاید...قشنگترین شان تولد دختركی به نام باران بود كه گام به گام از دوران جنینی تا چهارماهگی با مادرش و من همراهی و صبوری كرد...به هرحال من كه به امید دوستم كه دید مهندسی قوی دارد و مدیری

ادامه مطلب  

شمعدونی:)  

من از خونه های قدیمی خوشم میاد. همونایی که باغچه دارن.گلدون شمعدونی دارن. همونایی که تابستونا بشه دوید توش، بشه توی حوض عکس ماه رو دید. به پریسا گفتم میخام از این خونه ها،میدونم باید به اندازه کل روزهای نیومده کار کنم تا یه همچین جایی داشته باشم.اما اگه داشتم تو باهام میای اونجا زندگی کنی؟گفت حالا چرا من؟گفتم عاخه کسی حاضر نیست باهام بیاد اونجا. هر باری هم که از مامانم این سوال رو میپرسیدم میگفت زندگی خیلی سخته اینجور خونه ها و دست به سرم میک

ادامه مطلب  

زمانه نو  

همچی دارم تو خیابون و.اسه خودم می رم.چشمم میفته به چند تا خانم که دارن از جلوم رد می شن.بنده های خدا حواس پرتی دارن مثل اینکه.با لباس خونه و آرایش مهمونی (آرایش که نه ،گریم عروسی)اومدن تو خیابون....دوستم میگه اینا احتمالا یا خوابن،یا خودشون رو زدن به خواب و یا اینکه مسئله دارن ...البته اینایی رو که می گم آشنا هستنا...م. الف رو هم اتفاقا پشت سرشون دیدم...
یکی از اون خانما جلویی یه خانم و دختر خانم دیگه یه رفتارایی می کنه که بوق جلوش کم میاره...دوستم میگ

ادامه مطلب  

فندقک جان  

از خوشمزگی های پسرم همین بس که وقتی واسش لالایی میخونم، همراهیم میکنه ..و از اول تا اخرش باهام میخونه تا که خوابش ببره ..با زبون ِ بچگیش :))
مطمئنم حرف که بزنی شیرین زبون ترین پسر دنیا میشی (: 
یه روزی بهت میگفتم فندق !اونموقع هیچ نبودی !حالا داره مردی میشه واسه خودش ..
ست قبل رکورد کامنت های خصوصی رو داشت :| (:

ادامه مطلب  

 

سوءتفاهم شاید
تلخ ترین کلمه تاریخ باشد
وقتی دوستت_دارم
و خیال میکنم تو هم مرا دوست داري
اما پشت آن غرور دلربای مردانه ات پنهانش کرده ای....
سوءتفاهم
این روزها 
شاید تلخ ترین واقعیت جامعه باشد....
وقتی خیال میکنم تو هم مثل من دلتنگی...
یا تو هم متن پروفايلت را برای من گذاشته ای !
سوءتفاهم
به ظاهر
فقط یک کلمه است
اما خدا می داند که چه به روزگار آدم می آورد,
پس چیزی بگو
بگو عاشقم بودی
نگو سوءتفاهم بود
نگو تمامِ روزها را اشتباهی تَوهمِ عاشق بودنت را ز

ادامه مطلب  

سلام دوست عزیزم  

سلام عزیز حق با توئه چند مدتی هست ک نیستم
و این هیچ ربطی ب بقیه نداره 
مخصوصا تو ک با مهربونیات شرمنده ام می کنی
دوست عزیزم انگار قرار ب این شده ک چند وقتی تنها باشم
اگه نمی تونم از این حس و حال نخواستن بیام بیرون دلیلش این هست که هنوز خلوتم کامل نشده و باید بیشتر از این با خودم باشم
جست و گریزهای احساسی هست که باید تموم بشه
باید خودم بشم
باید هرچه تاثیر هست و بی تاثیرش کرد
روح من راضی ب این اتفاق های ظاهری نمی شود 
 
 
باید تغییری بشه
معذرت می خو

ادامه مطلب  

 

دیروز کلاس داشتم نمیدونستم امتحان میانترمش هم دیروزه خلاصه استاده اومد و دید تعداد زیاده رف برگه بیاره که یکی از بچه ها جواب تک تک سوالاتو داد به همه اما از شانس خرکی ما سوالا ۲جور بودن تففف البته اینم بگم با دوستم نییر مشورتی نوشتیم

ادامه مطلب  

 

دیروز کلاس داشتم نمیدونستم امتحان میانترمش هم دیروزه خلاصه استاده اومد و دید تعداد زیاده رف برگه بیاره که یکی از بچه ها جواب تک تک سوالاتو داد به همه اما از شانس خرکی ما سوالا ۲جور بودن تففف البته اینم بگم با دوستم نییر مشورتی نوشتیم

ادامه مطلب  

من معمولیم  

هیچوقت بهترین دوستِ كسی نبوده ام..حتی بهترین دوستِ بهترین دوستانم..با مزه نیستم جوری كه دل و روده تان به هم بپیچد و وقتی نیستم بگید جای فلانی خالی اگر بود چقد خوش میگذشتآنقدری كتاب نخوانده‌ام، سفر نرفته‌ام، تجربه های جالب انگیز نداشته‌ام.یا موسیقی شناس نبوده ام كه بشود باهام حرف های این شكلی زد.
لحنم، قیافه ام، لباس هایی كه میپوشم خیلی معمولی هستند.هیچ ایده‌ای برای نجات دنیا ندارم!خیال پردازِ خوبی نیستم .
مدتی است اصرار به هیچ چیز ندارم،

ادامه مطلب  

 

خانم دکتر بهم گفت فردا برم دانشگاه 
پروپوزال و بهش بدم 
دوستم که کارش وتحویل داد
اما کار من واسه اینکه خانم دکتر کارم و ببینه طولانی شد 
الان برده بودم خدمات کامپیوتری فونت های کارمو درست کنه بهم گفت چقدر کارت پرباره
اگه پروپزالت اینه پایان نامه  دیگه چیه......
 
 

ادامه مطلب  

از سری دیوانگی ها  

مادرم رو به زور قانع کردم تا باهام بیاد پارک سر کوچه، توی برف قدم بزنیم! شدت برف به حدی بود که انگار می خواست ما رو سرپا زیر برف مدفون کنه.توی مسیر برگشت وقتی که از خیابون رد می شدیم، یه تاکسی ایستاد. گمون کرد توی برف و بوران گیر کردیم. دنده عقب گرفت و شیشه رو داد پایین که من تا فلان جا میرم، سوار شید. مادرم با جدیت سرش رو برد جلو و گفت " مرسی آقا. من یه دختری دارم دیوانه است، برف که می بینه باید بیارمش بیرون. خدا مریضای شما رو هم شفا بده " 
راننده به

ادامه مطلب  

 

صب رفتم سی دی پروژه نهایی م ب استاد تحویل بدم,سبحانم اومده بود بهم ی مطلبی رو توضیح بده,سمت گروه ک رفتم بپرسم استاد کی میاد,امین و سپهر و فرناز و چن نفر دیگه رو دیدم,خیلی بد شد,سبحانم باهام بود...  
من رفتم گروه ی سوال بپرسم,سبحان رفت سمت فرناز... خیلی بد شد,نمیدونم سبحان از حرص امین این کارو کرد یا هرچی... اما بد شد.... دلم نمیخواس اینطوری بشه...  
 

ادامه مطلب  

این روزها ...  

شاعر میفرماد
این همون اخر دنیاست که میگن / ته تنهایی همین جاست که میگن
دقیقا جایی که دلت از خواندن بدش می اید و از نوشتن سراغی نمیگیرد.
 
شاید باورتان نشود اما ادما فقط و فقط ادعا میکردن .
دوستم نداشتن و دوستم نبوذن فقط و فقط ادعا میکردن. اینو هم شاعر میفرماد.
 
اتفاقات جالبی در ره باید باشد .
برای خودم که فکر نکنم اما برای اقوام و ...
و خوشحالم که خوشحالند. و می دانم که هیچ کدام ااز ادم ها از خوشحالی من شاد نمی شوند اما بماند.
 
ولیعصر را با تمام ترا

ادامه مطلب  

این روزها ...  

شاعر میفرماد
این همون اخر دنیاست که میگن / ته تنهایی همین جاست که میگن
دقیقا جایی که دلت از خواندن بدش می اید و از نوشتن سراغی نمیگیرد.
 
شاید باورتان نشود اما ادما فقط و فقط ادعا میکردن .
دوستم نداشتن و دوستم نبوذن فقط و فقط ادعا میکردن. اینو هم شاعر میفرماد.
 
اتفاقات جالبی در ره باید باشد .
برای خودم که فکر نکنم اما برای اقوام و ...
و خوشحالم که خوشحالند. و می دانم که هیچ کدام ااز ادم ها از خوشحالی من شاد نمی شوند اما بماند.
 
ولیعصر را با تمام ترا

ادامه مطلب  

چستجوی مشاغل  

وقتی داشتم پیاده روی میکردیم با خواهر  میدیدم مشاغل رو. با خودم فکر میکردم که یکی نگاه شده بنای ساختمان،یکی دکتر با چه ابهتی،یکی پراید داره،یکی اخرین سیستم بنز سوار شده،یکی با مادرش با پیکان میاد پارک ،یکی نه از قیافه و سر وضعش پول داري اش معلومه.
با خودم فکر میکردم که خوب همه اینا از دید خودشون برای خودشون مهم هستند.
الان دوست من داره میره میگه یه روز: 5.5 میره تا 7.5 شب
یه روز برعکس: 7 شب میره تا 7 صبح
این درحالی هست که شیفتی هست و ماهیانه 1.200.000 می

ادامه مطلب  

زیر بارانی که نیست...  

دوست داشتن کار سختیست...
دوست داشتن ترس دارد...ترس از دست دادن...ترس جدایی...ترس وابستگی...
ترس اینکه نکند اشتباه دوست داشته ای...
دوست داشتن کار راحتی نیست...
من میگویم:تا نگاهت در نگاهش نیفتاده...تا با صدایش دلت نلرزیده...تا نگاهش
دلت را نلرزانده نمیتوانی دوست داشته باشی...
دوست داشتن سخت است...
سخت است که نکند سوم شخصی وارد دونفری هایتان بشود و همه چیز عوض
شود...
دلتگی هایش...بی قراری هایش...دعواهایش سخت است...
اگه گم بشم...میای پیدام کنی..؟
اگه گریه کنم...

ادامه مطلب  

(54)  

سلام خیلی خب اوضاع کاملا بر وفق مراد استاتفاق خلصی,نیوفتاده.. فردا هم ک دانشگاه .. روز بسی خر تشریف دارد .. مهتاب امشب نرفت همینجا موند .. فردا علی اقا دانشگاه داره دید مهتاب تنهاست گفت فردا میرن .. ارمان هم امروز اینجا بود اخرش باهام قعر کرد بعد,زود اشتی کرد .. یعنی مغروره بیشرف.. عاشقشم ب شدت .. فسقلی جان .. اووه راستی استیج ارش,حذف شد .. واقعا حقش,نبود .. بهروز باید حذف میشد ..ارش,صداش عالی بود .. بهروز کلا از اول باهاش مشکل داشتم نچسب بود.. اومم دیگ هیچ

ادامه مطلب  

(54)  

سلام خیلی خب اوضاع کاملا بر وفق مراد استاتفاق خلصی,نیوفتاده.. فردا هم ک دانشگاه .. روز بسی خر تشریف دارد .. مهتاب امشب نرفت همینجا موند .. فردا علی اقا دانشگاه داره دید مهتاب تنهاست گفت فردا میرن .. ارمان هم امروز اینجا بود اخرش باهام قعر کرد بعد,زود اشتی کرد .. یعنی مغروره بیشرف.. عاشقشم ب شدت .. فسقلی جان .. اووه راستی استیج ارش,حذف شد .. واقعا حقش,نبود .. بهروز باید حذف میشد ..ارش,صداش عالی بود .. بهروز کلا از اول باهاش مشکل داشتم نچسب بود.. اومم دیگ هیچ

ادامه مطلب  

فروشگاه  

الان خوابی و کنار منی . وقتی رسیدیم دم آسانسور گفتی یه حرف خصوصی باهام داري.. و بعد گفتی یعنی درد دل ..یکم بعد گفتی یعنی یه چیز گریه دار ..خندم گرفت از اینکه بازم چه درخاستی داشتی که من گوش ندادم .. وقتی رسیدیم صدام کردی اتاقت و گفتی من فکر میکردم همه عین ماان.. بعدش گریه کردی..  گفتی تو فروشگاه یه پیرمرد  فقط یه بسته پنیر خریده بود که حتی برای خرید اون هم پولش کافی نبود ..  و بعد صدای گریت بلندتر شد.. منم از گریه تو گریم گرفت . گفتی  هر چی اصرار میکرده

ادامه مطلب  

فروشگاه  

الان خوابی و کنار منی . وقتی رسیدیم دم آسانسور گفتی یه حرف خصوصی باهام داري.. و بعد گفتی یعنی درد دل ..یکم بعد گفتی یعنی یه چیز گریه دار ..خندم گرفت از اینکه بازم چه درخاستی داشتی که من گوش ندادم .. وقتی رسیدیم صدام کردی اتاقت و گفتی من فکر میکردم همه عین ماان.. بعدش گریه کردی..  گفتی تو فروشگاه یه پیرمرد  فقط یه بسته پنیر خریده بود که حتی برای خرید اون هم پولش کافی نبود ..  و بعد صدای گریت بلندتر شد.. منم از گریه تو گریم گرفت . گفتی  هر چی اصرار میکرده

ادامه مطلب  

مقایسه  

همونطور ک دوس ندارم واسه کسی ادعام بشه و بگم من از تو بهترم
متنفرم از آدمایی ک میخوان باهام رقابت کنن و بگن بهترن
والا اینقد مریض نباشین 
اعصابمو بهم نریزین
اینکار شما خواسته و ناخواسته و نخواسته و هر کوفت دیگه ای
باعث میشه حریم خصوصی من یا هر کس دیگه ای از بین بره 
بذارین تو خودمون باشیم
اه

ادامه مطلب  

خواب  

همه چی برام مثل خوابه... نمیدونم بیدارم یا خواب... دوسال پات موندم... با همه چیزت کنار اومدم...به خانوادم دروغ گفتم... و از همه بدتر خدا رو از خودم دور کردم...
تا دیروز انگار تو یه کلبه منو نگه داشته بودی که پنجره ای نداشت و میگفتی فعلا وقتش نیست بری بیرون اما بیرون انقد قشنگه، همه جا سرسبزه، همه جا قشنگه، رودخونه ها، درختا، حیوونا، همه دوستت خواهند داشت، هرجا بخوای میتونی بری و شاد باشی، میتونی خوش باشی، میتونی هرکاری که دوست داري بکنی و منم تو ذوق

ادامه مطلب  

حس خوب  

سرکلاس پشت سرش با دوستم حرف زدم فک کردم یه لحظه دید 
 بعدش گفت اون دختری که پشت سرمن حرف زد بخونه تقریبا جملش این بود منم شروع کردم به خوندن !:((( بعد گفت پس معلوم شد کی غیبت کرده 
بعدشم گفت اشتباه خوندی بالایی رو بخون 
قشنگ حسابی ضایع شدم !
بعد اومده بمن میگه اسمه پشتیت چیه من برگشتم جزومو دزدید :(((
 من استادو دوس میدارم شدید :) 
درسا خوبن بد نیستن سلام میرسونن کم کاری میکنم اما بعدش سریع جبران میکنم 
خداروشکر 
 دعاگوتونم 

ادامه مطلب  

کلینیک 16 آذر  

دیروز به لطف دوستم مریض شدم و شب خیلی حالم بد بود صب با امین رفتیم کلینیک ،طبقه دوم که رفتم همه خاطره ها یادم اومد ،دلم گرف که چرا این دفعه اون پیشم نیس منو ببره دکتر آخه من همیشه باهاش میرفتم دکتر
ولی به قول دکتر هرچه زدوست رسد نکوست 
خدا خنده رو از زندگیم کم نکنه این مریضی ها میاد و میره شاید یه روزم مارو با خودش برد 
یه چیز دیگه هم اینکه قلبم ظهر خیلی بد درد داشت ولی الان خوبم
خدا همه مریضارو شفا بده حالا من خیلی مهم نیستم 
 

ادامه مطلب  

فاصله های لعنتی ... فاصله های لامصب :(  

ته دلم آشوبه
یه چیزی هست و من نمیدونم 
کاملا معلومه
وگرنه بی دلیل چرا باید این همه استرس داشته باشی؟
که امشب از استرس قلبت درد بگیره :(
خیلی کلافم 
مثل گنجشکی که پرش شکسته بی تاب و بی قرارم
اگه میتونستما همین الان  راه میوفتادم میومدم پیشت
اما نمیتونم .... نمیتونم .... نمیتونم :(( 
همه ی فکر و ذهن و روحم پیش توئه 
همه ی ذهنم درگیره که چی شده ؟ چته ؟ چرا استری داري ؟
چرا اینقد سریع شب بخیر گفتی و‌ رفتی؟؟؟
حق بده که فکر کنم یه چیزی هست و ازم پنهون میکنی

ادامه مطلب  

love...,  

 

 
.
Once a Girl when having a conversation with her lover, askedWhy do you like me..? Why do you love me?I can't tell the reason… but I really like youYou can't even tell me the reason… how can you say you like me?How can you say you love me?
.
یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، ازش پرسیدچرا دوستم داري؟ واسه چی عاشقمی؟دلیلشو نمیدونم …اما واقعا"‌دوست دارمتو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی… پس چطور دوستم داري؟چطور میتونی بگی عاشقمی؟
.
I really don't know the reason, but I can prove that I love UProof ? No! I want you to tell me the reasonOk..ok!!! Erm… because you are beautiful,because your voice is sweet,bec

ادامه مطلب  

تو که باشی همه دنیا شبیه آرزو میشه  

امشب قراره ریحانه بیاد تهران .خیلی خوشحالم اصلا انگار دل تودلم نیست .دارم بال در میارم ..واقعا هیچ دوستی به اندازه ریحانه برام خواهر نبوده..و هیچ خواهری تو دنیا مثل ریحانه دوست نیست ..
ساعت یازده می رسه ..هی ساعتا رو می شمارم ..تا برسه ..
خدایا مرسی که روز تولدم بهترین دوستم کنارمه ...خدایا دوجت دالم 

ادامه مطلب  

پسرک مست  

یعنی آن پسرک جوانی که تلو تلو میخورد و با خودش شعر میخواند حالش بد است؟نمیدانم شاید مست باشد.به گمانم آری.هوا آفتابی است کمی ولی می بارد.کنجکاو شدم بشنوم چه میخواند.آخر توی مستی فکر کردنی نیست,هر چه روی دل است سر زبان می آید.نزدیک تر میشوم تا ببینم توی دلش چه حرفی را حبس کرده.بی توجه برای خودش میخواند.صدایش زیبا نیست اما به دلم نشست."این دیگه فکر نداره , وقتی میشنوی میگم , تو برو باهام نمون , حتی اسممو نیار ,اگه یک شب دیگه ,زیر بارونا قدم زدی بدون .

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1